خرید بک لینک
سلام این مطلب دیر شد نوشتنش چون پر از استرس و دلشوره بود ولی یه سوری دادن بهم که تا عمر دارم فراموش نمیکنم امسال محرم تو دلم میگفتم کاش میشد قم و زیارت کنم بعد برم مشهد یکماهه دنبال بلیط میگردم که پیدا نمیشه تو مشهد که بودم بچه ها آماده سفر اربعین بودن یه جا جمع شدن و روضه و ... آروم خودمو رسوندم به گوهر شاد سرمو گذاشتم به دیوار صحن و پر از غصه شدم و کلی گریه کردم آقا ، میبنی دارن میرن و من جاموندم؟ به خاطر زیارت شما نمیتونم برم مثل بچه مادر مرده گریه

برچسب: نویسنده: حدیث عابدی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:54

صفحه بندی